صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
219
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ « 1 » . بعد از بيان مطالبى مىگويد : « حكم فراتر از حكمت است و هر حكمتى حكم است ، ولى هرحكمى حكمت نيست . » اين عبارت عينا در كليّات ابو البقاء آمده است ، كه بدون شك برگرفته از كتاب راغب است . كمتر اصطلاح يا واژگانى در كليّات مىيابيم كه از خوان دانش راغب برخوردار نباشد . راغب در تعريف حكمت مىگويد : « رسيدن به حق به واسطهء علم و عقل . » چه تعريف جامع و استوارى ! چون حق در قضايا و مفاهيم و اشياء به طور كلّى ، مشخص و قابل درك آمده ، ناچار نيازمند به عقلى است كه به خوبى بر آن شناخت بيايد ؛ و عقل اگر به ابزار دانش مجهّز نباشد ، به تنهايى قادر بر آن نيست . حق آن است كه جدايى اينها از هم مشكل است و وجود يكى وجود ديگرى را لازم مىآيد و چه بسا در يك سطح از توانايى باشند و چه بسا اين سطح در بين آنها از حيث توانايى و ضعف يا گستردگى و محدوديّت متفاوت باشند ؛ امّا آنچه كه مهم است اين كه ، اين دو از هم جدايىناپذيرند . راغب در ادامه مىگويد : « حكمت از جانب خداوند ، شناخت اشياء و ايجاد آنها بر نهايت إحكام است و از جانب انسان ، شناخت موجودات و انجام دادن كار خير . اين همان صفتى است كه لقمان در قرآن به آن توصيف شده است : وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ « 2 » . امّا اگر دربارهء خداوند گفته مىشود او حكيم است ، به معنايى غير از معناى انسانى و غير انسانى آمده است . در قرآن آمده است : أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحاكِمِينَ « 3 » . اگر در وصف قرآن هم اين صفت آمده است ، به معناى اين است كه قرآن دربردارندهء حكمت است : الر . تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ « 4 » . لذا فرموده است : وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ حِكْمَةٌ بالِغَةٌ « 5 » . و گفته شده
--> ( 1 ) - نساء ( 4 ) آيهء 58 : و چون ميان مردم داورى مىكنيد ، به عدالت داورى كنيد . ( 2 ) - لقمان ( 31 ) آيهء 12 : و به راستى ، لقمان را حكمت داديم . ( 3 ) - تين ( 95 ) آيهء 8 : آيا خدا نيكوترين داوران نيست ؟ ( 4 ) - يونس ( 10 ) آيهء 1 : . . . اين است آيات كتاب حكمتآموز . ( 5 ) - قمر ( 54 ) آيات 4 و 5 : و قطعا از اخبار ، آنچه در آن مايهء انزجار [ از كفر ] است به ايشان رسيد . حكمت بالغه .